تبلیغات
عطوفت دراسلام - ادامه مطلب
عطوفت دراسلام
پنجشنبه 13 مهر 1391

ادامه مطلب

پنجشنبه 13 مهر 1391

نوع مطلب :

اصل هشتم: همزیستی مسالمت آمیز با اهل کتاب

از دیدگاه قرآن آئین اسلام، جاودانی و جهان شمول است. اسلام دینی است که نه در مرز‌های قوم و نژاد و ملت خاص محصور می‌شود و نه در مرز‌های یک عصر و دوره تاریخی مشخص. محمد خاتم پیامبران و دین او ختم ادیان الهی است. دین اسلام با ادعای جهان‌شمولی و گستردگی و نسخ ادیان گذشته در چهارده ‌قرن پیش به صحنه آمد و همواره مسلمین رسالت گسترش دایره دعوت و تبلیغ را بر عهده داشته و دارند. هدف آرمانی همه فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هسته‌های اسلامی و توده‌های مسلمین و دولت‌هایی که می‌خواهند اسلامی باشند نیز همین است.

دین اسلام از آنجا که یک قانون کلی منطبق بر فطرت و اعتدال است ناسخ ادیان پیشین است و کلام پیام‌آور این دین نیز ناسخ پیام پیامبران قبلی است. از این رو، قدیسین عالم عیسوی و علمای یهودی و بزرگان مسیحیت و یهودیت که تاب تحمل حقیقت را نداشتند، با تعصبی خصمانه در برابر دین جدید که ادعای خاتمیت شرایع و نسخ پیام پیامبران پیشین و انطباق با مسیر اعتدال و عقل بشر بالغ را دارد ایستاده‌اند و کوشیده‌اند تا با سیل تهمت‌سازی و تبلیغ و به مدد نیروی شمشیر در جنگ‌های صلیبی و سلاح‌های کشتار جمعی و بمب‌های کشنده در قرون اخیر این پیام را خاموش کنند. به گفته« لویی گارده» ظهور دینی که در عرض یکصد و پنجاه ‌سال از ارتفاعات« پیرنه» تا سواحل رود«سند» را تحت قوای خود در آورد، زعمای مسیحیت را با یک مسأله بزرگ و هولناک مواجه ساخت. « سینت ژان‌داماس» یکی از قدیسین کلیسا که معاصر پیامبر اسلام بود، واقعه اسلام را ارتدادی از مسیحیت می‌شمرد.

واکنش ژان داماس با توجه به روح حاکم بر تعالیم مسیحیت طبیعی است. قبل از او می‌توان به «آمبرواز» دیگر روحانی مقدس کلیسا اشاره کرد که معتقد بود بشر حقوقی طبیعی و الهی دارد. ولی غیرمسحیی‌ها را بشر به حساب نمی‌آورد و می‌گوید: «کفار (یعنی غیر مسیحی‌ها) جزء جامعه بشری نیستند و از هر حقوقی بی‌بهره‌‌اند. این نوع گفته‌ها از جانب سران مسیحیت در حالی است که در هیچ‌یک از کتب و متون دینی آنها، مسیحیت به عنوان آخرین دین معرفی نشده است و مسیحیان به آمدن پیامبری دیگر بشارت داده شده‌اند. »

اما پیروان اسلام با آن که دین خود را دین خاتم و محمد را ختم رسل می‌دانند و به حقانیت اسلام و بطلان دیگر شرایع معتقدند، در برخورد با اهل کتاب حتی در حال قدرت راه تساهل را پیش‌گرفته‌اند.

تحت‌تأثیر همین رفتار صلح جویانه با اهل کتاب بوده است که «ویل‌دورانت» می‌نویسد: «هرچند محمد پیروان دین مسیح را تقبیح می‌کند، با این همه نسبت به ایشان خوشبین و خواستار ارتباطی دوستانه بین آنها و پیروان خویش است. او حتی پس از برخوردی که با پیروان دین یهود داشت با اهل کتاب که همانا یهودیان و مسیحیان بودند راه مدارا را در پیش گرفت.»

قرآن در آیات بسیار یهودیان و مسیحیان را اهل شرک و عداوت می خواند به مقتضای آیه 82 سوره مائده که می‌فرماید« لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود والذین اشرکوا» (دشمن‌ترین مردم نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند یهود و مشرکان را می‌یابی.) یهودیان را سرسخت‌ترین دشمنان ایمان آوردندگان معرفی می‌کند. به مقتضای آیه 73 سوره مائده که می‌فرماید« لقد کفرالذین قالوا ان الله ثالث ثلاثه» (آنان که گفتند الله سومین سه خداست کافر شدند. ) مسیحیان را به دلیل اعتقاد به خدایان سهگانه کافر می‌شمرد. ( قابل ذکر است که مسیحیان به خدایی سه گانه یا سه خدای یگانه! ایمان دارند به نام‌های پدر و پسر که همان « عیسی » است و « روح القدس » که واسطه‌ای است میان خدای پدر و خدای پسر. پس بهتر است به جای مسیحیت از کلمه عیسی پرستی استفاده کنیم.)

قرآن اهل کتاب را مردمانی معرفی می‌کند که حقیقت را انکار می‌کنند و حتی به کتب مقدس خود یعنی تورات و انجیل نیز عمل نمی‌نمایند. قرآن مشرکین و من جمله یهودیان و مسیحیانی که به دلیل اعتقادات باطل پیرامون الوهیت خدا و نیز به دلیل اعتقاد به خدایان سه گانه، مشرک محسوب می‌شوند را نجس و پلید می‌داند. چرا که در آیه 28 سوره توبه می‌فرماید: «انما المشرکون نجس»  و بدین گونه حریمی بین آنان و مسلمین ایجاد می‌کند.

همچنین در آیه 29 سوره‌ توبه می‌فرماید «قاتلو الذین لایومنون بالله و لا بالیوم الاخر و لایحرمون ما حرم الله و رسوله و لایدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطو الجزیه عن ید و هم صاغرون» (با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمیآورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کردهاست بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند جنگ کنید تا آنگاه که بهدست خود در عین مذلت جزیه بدهند. ) وبدین ترتیب جهاد بر علیه اهل کتاب ایمان‌نیاورده را بر مسلمین تکلیف می‌کند؛ تا زمانیکه گردن‌گزار حکومت اسلامی و در برابر مسلمین زبون شوند. با توجه به این آیات و نیز با نگاهی به سیره نبوی در می‌یابیم، که اگر چه اسلام یهودیان را به دلیل اعتقادات باطل تقبیح می‌کند و مسیحیان را از آنجا که به سه خدا معتقدند، کافر می‌خواند اما همواره دینی بوده است که در طول تاریخ از پیروان دیگر ادیان پذیرایی کرده است؛ به آنان تعدی و ستم روا نداشته و حتی در مقابل ظلم به آنان ایستاده است و با سعه صدر و تحمل و بردباری کلام حق را به آنان فهمانده است.

این نوع رفتار ملایم، صلح‌طلب و صبور اسلام در برخورد با صاحبان ادیان در مطالعه سیره نبوی به خوبی مشاهده می‌شود. نحوه برخورد پیامبر با یهودیان مدینه و مسیحیان نجران این قاعده کلی را برای ما آشکار می‌سازد. اما باید توجه کرد که مطابق با سیره پیامبر اگر چه یهودیان مدینه در دوران صلح با پیامبر و نیز مسیحیان نجران پس از نوشتن صلح‌نامه با پیامبر مبنی بر پرداخت جزیه و اطاعت از حکومت مدینه در پناه پیامبر و مسلمین بودند و در کنار جامعه اسلامی زندگی می‌کردند اما طبق آیات بسیاری از قرآن و نیز رویات بسیاری از پیامبر و پیشوایان، اهل کتاب پلید و ناپاک معرفی شده‌اند و در ردیف مشرکین و اهل کفر قرار داده شده‌اند و مسلمین از مراجعه به آنان نهی شده‌اند.

پرداخت جزیه به عنوان مالیاتی در برابر حکومت اسلامی بر عهده آنان قرار گرفته است. حق تبلیغ، کلیساسازی‌، نواختن ناقوس، یاری دشمنان مسلمین، توطئه، حرکت‌های آشوبگرانه و سرکشی در برابر مسلمین از آنان گرفته شده است. دیه آنان کمتر از دیه مسلمین وضع شده است. حق تصمیم‌گیری‌های حکومتی و شرکت آنان در شوراهای حکومتی محدود یا سلب شده است. در یک کلام اگر چه اسلام، اهل کتاب را تحمل می‌کند ولی آنان را در برابر مسلمین خوار و زیردست می‌خواهد. اسلام مسلمین را دعوت می‌کند تا یهودیان و مسیحیان را در کنار جامعه خود بپذیرند؛ نه در درون جامعه خود. به عبارت دیگر اسلام از یک سو مسیحیان و یهودیان را دشمن مسلمین، اهل کفر، ناپاک و پلید و در ردیف مشترکین معرفی می‌کند از سوی دیگر مسلمین را به ملایمت و ملاطفت با آنان فرا می‌خواند؛ تا بدین ترتیب زمینه جذب و کشش اهل کتاب به سمت تعالیم نورانی اسلام فراهم آید.

در مطالعه سیره پیامبر اسلام اگر چه رفتارهای ملایمی چون رفتار با یهودیان مدینه در ابتدای هجرت و مصالحه با نصرانیان نجران دیده می‌شود، اما دیدیم که پیامبر با یهودیان بنی‌قریظه پس از پیمان‌شکنی آنان و همدستی با مشرکان و کافران در جریان جنگ احزاب و دسیسه‌چینی آنها بر ضد اسلام، با قدرت و شدت رفتار کرد. همچنین ذکر دو حدیث یا بهتر است بگوییم دو وصیت از جانب رسول خدا به مسلمین در طول تاریخ، مؤید برخورد مقتدرانه اسلام با اهل کتاب است.

آن حضرت می‌فرمایند: «اخرجوا الیهود و النصاری من جزیره‌العرب» (یهودیان و مسیحیان را از جزیره‌العرب خارج کنید) و نیز در جای دیگر فرموده است: «لایجتمع دینان فی‌ جزیره‌العرب » (دودین در کنار یکدیگر در جزیره العرب جمع نمی‌شود- غیر از اسلام دین دیگری در جزیره العرب نباید باقی بماند)

طبق این دو حدیث پیامبر جزیره‌العرب همچون حرمی است، که هیچ نجاست نصرانیت و یهودیت نباید آنرا بیالاید و مسلمین را لازم است تا از سکونت و توقف غیر مسلمانان در این ارض‌مقدس جلوگیری کنند. توجه نکردن به همه فرازهای تعالیم قرآنی و سیره نبوی در مواجهه مقتدرانه با اهل کتاب و غیرمسلمانان از جانب دولت‌های مسلمین آسیب‌پذیری جوامع اسلامی را بالابرده است و در طول تاریخ ضربات مهلکی را به مسلمین واردکرده است.

اگر اندلس اسلامی (اسپانیا) از دست مسلمین خارج شد، به کید و مکر جاسوسان مسیحی بود که دست در دست فواحش غربی، فساد و ابتذال را در میان جوانان رواج دادند و راه را برای ورود مجدد مسیحیت در سایه فحشا به صحنه اجتماع هموار کردند. اگر خلافت مقتدر عثمانی مبدل به خرده دولت‌های ملی شد به نیرنگ نویسندگان مسیحی چون ابراهیم الیزیدی و جاسوسان انگلیسی وفادار به کلیسا چون مستر همفر بود. این مسیحیان تندرو بودند که با کمک یهودیان زمینه را برای اشغال لبنان و کشتار وسیع مسلمین و شکل‌گیری جنگ‌های طویل داخلی آماده ساختند و در نهایت به دست جوانان استشهادی لبنان از پای در‌آمدند.

از سوی دیگر مسیحیان با نفوذ‌تدریجی در دستگاه‌های حاکمه کشورهای اسلامی همواره کوشیده‌اند، تا در امور دول اسلامی دخالت کنند. شیوه اکثر چنین جاسوسانی این است که در ظاهر مسلمان شوند و در باطن به دین مسیحی باقی باشند. آنان برای رسیدن به مطلوب خود و ریختن بذر فتنه و فساد در جوامع اسلامی در ظاهر خود را به مسلمین نزدیک می‌کنند و در حقیقت جاسوس دول مسیحی و آلت کوبنده و شمشیر برنده دست آنها هستند. این حقیقتی است که از تتبع در تاریخ دولت‌های اندلس، عثمانی و ایران بر ما ثابت می‌شود اما سیاست‌مداران و سران اسلامی از آنها غافل و به مکر و حیله آنان جاهلند.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.