تبلیغات
عطوفت دراسلام - نزدیکی مزاهب اسلامی در عصرغیبت
عطوفت دراسلام
پنجشنبه 13 مهر 1391

نزدیکی مزاهب اسلامی در عصرغیبت

پنجشنبه 13 مهر 1391

نوع مطلب :

نزدیکی مذاهب اسلامی در اندیشه های حکومتی در عصر غیبت

آنچه که از بحث‌های این فصل کتاب مدنظر بود ذکر روند و دلایل افول تمدن اسلامی و از هم گسیختگی بنیان سیاسی دارالاسلام یکپارچه و فروپاشی نظام متعالی فرهنگی مسلمین در جریان جنگ‌های جهانی و رویارویی غیر آگاهانه و بدون آمادگی با اندیشه‌های وارداتی غربی در عرصه فرهنگ و سیاست می‌باشد.

مسلم اینکه دوران شیفتگی در برابر غرب و غرب‌گرایی به پایان رسیده است «ایسم»‌های غربی که زمانی به عنوان اندیشه‌هایی جدید و منادی نظامی‌هایی نوپا، مورد استقبال برخی از مسلمین قرار گرفت، چون ناسیونالیسم، می‌رود تا ناکارآمدی و ناکارآیی خود را در ساختار جوامع اسلامی و عدم انطباق با واقعیات زندگی اسلامی به اثبات رساند. اکنون دوران جدیدی پیش روی محققین و اندیشمندان اسلامی گشوده شده است؛ دوران شناخت غرب و نقد اندیشه‌های غربی و مبارزه و ستیز با مظاهر فرهنگ غربی و تهدیدات غربیان علیه جهان اسلام، و دوران زدودن غبار اعصار و قرون از تعالیم حقیقی اسلام و بازگشت به اصل مکتب قرآن و اصول سیره نبوی. پس از شکست اردوگاه کمونیسم و فروپاشی شوروی آنچه که در برابر تمدن غرب به عنوان مکتبی پویا و درس آموخته از شکست‌های قبلی قد علم کرد بازگشت مجدد به اسلام همراه با رویکردی مجتهدانه به آموزه‌های اسلام، و وحدت مسلمین حول محور قرآن و پیامبر است.

آنچه مسلم به نظر می‌رسد اینکه اکنون اندیشه‌های اهل تشیع و اهل تسنن پیرامون حکومت اسلامی به نقاط مشترک بسیاری برخورده است. روی آوردن به صفاتی چون علم و عدالت در جایگاه خلافت از دید سنیان در سال‌های اخیر و طراحی حکومت اسلامی در عصر غیبت امام دوازدهم و نظریه‌پردازی پیرامون آن از جانب علماء شیعیان، خود به خود این دو مذهب بزرگ اسلامی را به یکدیگر نزدیک ساخته است. اهل تشیع حکومت اسلامی ساخته شده بر پایه فقاهت اسلامی را، که در آن علمای اسلام بر قانون‌گزاری، اجراء و قضاوت مطابق با احکام اسلام، اشراف دارند ، به عنوان نعم البدل تن دادن به استبداد و حکومت جائره در عصر غیبت امام معصوم مطرح می‌کنند. میان این نظر و اظهارات برخی متفکرین اهل تسنن چون استاد «محمد رشید رضا»، شباهت‌های بسیار وجود دارد. چه در اندیشه‌های شیعی پیرامون تشکیل حکومت در عصر غیبت و چه در نظرات برادران سنی‌شان چون محمد رشید رضا اجتهاد وسیله‌ای است برای حفظ دین و احیای شریعت اسلامی و رئیس حکومت براساس مهارت‌های فقهی و میزان قرآن شناسیش ممتاز می‌شود. در چنین شرایطی یعنی در شرایط بازگشت به اسلام و احیای حکومت فراگیر اسلامی و رویکرد به نظامی امتی، فرقه‌گرایی در برابر اسلامی واحد و صلح‌جو رنگ می‌بازد و ملی‌گرایی به نفع یکپارچگی اسلامی کنار گذاشته می‌شود.

نزدیکی مواضع دو فرقه اصلی اسلام یعنی تشیع و تسنن پس از پیروزی اسلام‌گرایانه مردم ایران در سال 57 شمسی، بیشتر خود را نمایان ‌ساخت. این انقلاب حرکتی بود اصیل و فراگیر، میان همه توده‌های مردم و طبقات اجتماع، با رویکردی مجدد به احکام فقهی اسلامی و به رهبری مقام‌های علمی شاخص شیعه، انقلابی منادی وحدت امت اسلام، با ارائه یک جهان‌ نگری اسلامی و عزمی راسخ بر تأسیس حکومت اسلامی، انقلابی که پس از به ثمر رسیدن، مدعی حمایت و همکاری با سازمان‌ها و جنبش‌های آزادی‌بخش جهان اسلام بود.

پیروزی چنین انقلابی با این ابعاد و اهداف و نزدیک شدن نظرات حکومتی تشیع و متفکرین تسنن که در پی احیای خلافت اسلامی‌اند و نیز حمایت‌های حاکمان پس از انقلاب از جنبش‌های رهایی بخش، راه را برای وحدت نظر مذاهب مسلمین تا حد بسیاری هموار کرد. شیرینی پیروزی حاصله در ایران فکر تسری یافتن هر چه زودتر این انقلاب را به جهان تقویت کرد. این توقع بسیاری از مردم و نیز مواضع سیاسی‌ بخشی از نخبگان انقلاب بود.

برای مثال در اواخر فرودین ماه سال 58 شمسی، «جلال‌الدین فارسی» یکی از نخبگان حکومت پس از انقلاب اسلامی و از نظریه‌ پردازان مسلمان در سخنرانی تحت عنوان انترناسیونال اسلامی اصول سیاسیت خارجی حکومت اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد و به انتقاد از مواضع دولت موقت انقلاب در زمینه اتخاذ سیاست‌های ملی‌گرایانه می‌پردازد. سخنان او را می‌توان به نوعی تجلی افکار عمومی بسیاری از طبقات جامعه و نمونه‌ای از اندیشه‌های اسلامگرایانه‌ای دانست که پس از پیروزی انقلاب 57 در ایران در جهت زمینه‌سازی برای انقلاب جهانی اسلام تقویت شد. وی در این سخنرانی چنین می‌گوید:

«انترناسیونالیستی بودن انقلاب، یعنی اینکه انقلاب، تنها متعلق به ملت ایران نیست، بلکه باید در میهن اسلامی و هر جا که مسلمانی زندگی می‌کند امتداد پیدا کند. علاوه بر این، ما به عنوان مؤمن و مسلمان نسبت به غیر مسلمان‌هایی که ستم دیده‌اند مسئولیت داریم. بنابراین آن وزارت خارجه (زمان طاغوت) برای اینکه سیاست انترناسیونالیستی اسلامی را پیاده کند صالح نیست. برای این کار، باید وزارت دیگری با کادر جدید و انسان‌های تازه، تأسیس کرد؛ انسان‌هایی که به این که ملت ایران و همه ملت‌های مسلمان یک امت را تشکیل می‌دهند، مؤمن باشند. نام این وزارت خارخه می‌تواند وزارت امت باشد. چرا وزارت امت؟ برای اینکه وزارت خارجه می‌گوید: امور افعانستان، عراق، مصر، سعودی، فلسطین و غیره، این‌ها خارج از امور ایران است. یعنی هر چه خارج از مرزهای ایران باشد خارجه است؛ در حالی که این فکر، ضد اسلامی است. در منطق اسلام و در نظام فکری اسلام، دارالاسلام و دارالکفر داریم. یعنی خانه امت اسلام، و خانه کفار، میهن اسلامی و میهن کفار، لذا باید یک وزارت به نام وزارت امت متعلق به تمام ملت‌های مسلمانی که در دارالاسلام زندگی می‌کنند درست شود. »

 همچنین در مذاکرات تهیه قانون اساسی حکومت پس از انقلاب چنین موضع‌گیری‌هایی که حاکی از نوعی تلاش برای وحدت امت و بازگرداندن یکپارچگی دارالاسلام است، دیده می‌شود. برای مثال «دکتر سیدحسن آیت» که بعدها ترور شد و به شهادت رسید چنین می‌گوید:

 «اولین جنبه‌ای که به نظرم می‌رسد، جنبه جهانی بودن قانون اساسی است که در قانون اساسی باید اصل یا اصولی به این مساله اختصاص داده شود. اصلی که دولت‌ها مکلف باشند در زمینه مسلمین کار انجام بدهند حتی اگر لازم باشد سازمان جهانی مسلمین، شبیه سازمان ملل درست کنیم. (من اسم این سازمان ملل متحد فعلی را گذاشته‌ام سازمان دول نامتحد) موضوع دیگری که به همین مسأله مربوط می‌شود، مسأله حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران، از انقلابات بحق جهانی، بخصوص انقلابات اسلامی است این صریحاً باید در قانون اساسی بیاید که ضمانت اجرایی هم داشته باشد که اگر دولتی تخلف کرد، بشود او را استیضاح کرد و از کار بر کنار نمود و از او بازخواست کرد.

  آنچه مهم است، این است که رئیس جمهور باید مسلمان الاصل باشد، ایرانی الاصل بودن در درجه دوم است . مهم مسلمان بودن است.  و راه بازگشتن برای اینکه سایر کشورها هم بتوانند به جمهوری اسلامی بپیوندند. اگر قرار باشد در ایران بنویسیم، ایرانی الاصل و در عراق هم بنویسیم عراقی الاصل، این اتحاد هیچگاه انجام نخواهد شد. مطابق پیش‌نویس قانون اساسی، اگر علی ابن ابی‌طالب(ع) هم زنده بود، نمی‌توانست رئیس‌جمهور ایران بشود، چون نه ایرانی الاصل است و نه تبعه ایران. ولی شاه سابق چرا، زیرا هم ایرانی الاصل است و هم ظاهراً مسلمان شناسنامه‌ای» .

همچنین آقای «کیاوش» در مباحث مربوط به اصول روابط خارجی در قانون اساسی حکومت پس از انقلاب می‌گوید:

«باید جهت‌گیری اسلام در نجات مستضعفان جهان (مظلومان و محرومان و ستمدیدگان تاریخ» روشن بشود تا ملل رنجدیده جهان بدانند که خورشیدشان کجاست و دوای درد بی‌درمانشان کدام مکتب است. اگر این چهره اسلام با ارائه قانون اسلامی در رابطه با نجات محرومان کاملاً روشن نشود، به خون شهدای اسلام خیانت شده است. چه در این صورت، انقلابی اسلامی یک انقلاب موضعی تلقی شده و فقط ایرانی شده است موضع‌گیری قانون اساسی حکومت جمهوری اسلامی، در روابط خارجی باید متکی به اصل «تولی و تبری» باشد. دوستی با دوستان خدا و مردم دشمنی با دشمنان خدا و مردم و خون آشامان استعمارگر.»

او همچنین هنگام بحث راجع به اصول قانون اساسی می‌گوید:

«پیشنهاد می‌کنم که بعد از جمله «حکومت ایران، جمهوری اسلامی است. » اضافه شود: تا واحدی از جماهیر متحده اسلامی باشد.»

 گرچه این خواسته‌های انقلابی به دلیل کار شکنی‌های محافظه کارانه چهره‌های ذی نفوذ مجلس خبرگان قانون اساسی و مخالفت‌هایی که به نوعی حاکی از رسوبات ملی‌گرایی و منفعت اندیشی‌های وطنی است، به تصویب نرسید و چندان در قانون اساسی متبلور نشد، اما طرح این نظریات خود نماد شکل‌گیری اندیشه‌ای در جهان اسلام است که مصمم است تا مسلمین را حول محوری واحد و در نظامی واحد بگنجاند.

اصطلاحاتی چون دارالاسلام و جماهیر متحده اسلامی وارد قانون اساسی نشد و سخنان افرادی چون آیت، کیاوش و فارسی به ثمر نرسید اما همه اینها و سخنانی  از این دست که از جانب دیگر متفکرین و نظریه‌پردازان در پهنه سرزمین‌های اسلامی ارائه می‌شود، خبر از بیداری مسلمین درجهت بازگشت به اسلام می‌دهد و طلیعه‌ای است بر ظهور مجدد مجد و عظمت اسلامی و تحکیم امور مسلمین،  براساس مبانی دینی.

به امید آنکه ما شاهد آن روز باشیم که وعده تخلف ناپذیر الهی محقق می‌شود که: « و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»  .




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.