تبلیغات
عطوفت دراسلام - رفق ومدارادرسیره نبوی
عطوفت دراسلام
پنجشنبه 13 مهر 1391

رفق ومدارادرسیره نبوی

پنجشنبه 13 مهر 1391

نوع مطلب :

رفق و مدارا برای جامعه بشری ضرورت دارد پیامبر اعظم مدارا را نیمی از زندگی و كمال اخلاقی معرفی فرمود . واژه كوتاه مدارا بسیاری از فضائل اخلاقی ( از قبیل فروتنی ، بردباری ، دوری از كینه توزی ، ترك ستیزه جویی ، آسان گیری ، مقابله به خوبیها و ... ) را در بر می گیرد . یكی از علل پیشرفت اسلام ، مدارای پیامبر اعظم با مردم بود كه سبب جذب آنان به اسلام و جامعه جاهلی آن روز كه مظهر خشونت و كینه توزی و دشمنی بود شد .

رفق و مدارا یكی از صفات برجسته انسانی است كه خداوند این ویژگی را در قرآن به عنوان نعمت و رحمت الهی قلمداد فرمود . " فبما رحمه من الله لنت لهم"

پیامبر رحمت در مسائل شخصی نرم و ملایم و اهل مدارا بود اما در مسائل اصولی اهل سازش و مداهنه و انعطاف نبود .

با توجه به اینكه پیامبر اعظم در قرآن كریم به عنوان الگو و اسوه عصر ها و نسل ها معرفی شده است هر فرد مسلمان باید سیره آن حضرت از جمله رفق و مدارا را در تمام شئون زندگی الگوی خود قرار دهد .

 

معنای رفق و مدارا

رفق در لغت به معنای نرمی و ملاطفت و مهربانی و مدارا هم به معنی نرمی و ملایمت و مهربانی و تحمل و بردباری است[1] .

نرمش و مدارا در قرآن كریم و سخنان معصومین (ع) با سه واژه " لین ، الرفق و مدارا" بیان شده است .

مرحوم نراقی از علماء اخلاق بر این باور است كه مدارا اندك تفاوتی با "رفق" و "لین" دارد لذا فرمود :

مدارا در معنی نزدیك به رفق است اما در مدارا تحمل آزار مردم است و در رفق نیست[2] .

غزالی در این باره می گوید : نرم خویی ویژگی پسندیده و نتیجه اخلاق نیكو و سلامت روح است و صفت مقابل آن درشتی و تندی است كه در اثر خشم و غضب پیش می آید .

 

جایگاه و اهمیت رفق و مدارا

برخی از دانشمندان می گویند : نرمش و مدارا برای زندگی انسان ضروری است و انسان در زندگی روزمره باید با كسانی كه با آنان سر و كار دارد به مدارا رفتار نماید و در حقیقت رفق و مدارا در هرگونه رابطه و تعامل انسانی چه روابط خانوادگی و چه روابط مناسبات اجتماعی ، مهمترین قاعده در تنظیم درست روابط و تعامل هست و راه جلب دوستی مردم است و اگر كسی با مردم تند خویی كند زندگی بر خود او تنگ می شود و صفای زندگی از بین می رود .

لذا پیامبر اكرم (ص) رفق و مدارا را نیمی از زندگی معرفی كرد و فرمود : " الرفق نصف العیش " [3]

مدارا كردن با مردم نیمی از زندگی را تشكیل می دهد .

رفق و مدارا در سیره اجتماعی رسول خدا نقش مبنایی داشته و مایه دوام مناسبات صحیح اجتماعی بوده است و برخوردهایی از سر رفق و ملایمت و به دور از درشتی و خشونت ، پیامبر اعظم در عرصه جامعه ، سازنده ترین عنصر در اصلاح جامعه و روابط و مناسبت اجتماعی بود .

امام صادق (ع ) در اهمیت رفق به نقل از پیامبر اعظم فرمود : "جاء جبرئیل الی النبی(ص) فقال یا محمد ربك یقرئك السلام و یقول لك دار خلقی"[4]. پروردگارت سلام می رساند و می فرماید با خلق من مدارا كن .

خود پیامبر اعظم نیز درباره جایگاه رفق فرمود : " من اعطی حظه من الرفق فقد اعطی حظه خیر الدنیا و الاخره و من حرم حظه من الرفق فقد حرم حظه من خیر الدنیا و الاخره" [5].

به هر كس بهره ای از رفق عنایت شود ، نصیبش خیر دنیا و آخرت است و اگر محروم از رفق باشد محرم از خیر دنیا و آخرت خواهد بود .

و در بیان نورانی دیگر فرمود : هر گاه دو نفر با یكدیگر همسفر شدند آن كس كه با دیگری رفق و مدارا پیش گیرد نزد خدا محبوبتر و پاداشش عظیم تر است [6].

 

رفق و مدارا كمال اخلاقی

واژه کوتاه مدارا بسیاری از فضیلت ها را در درون خود جای داده است از قبیل فروتنی ، انسان دوستی ، بردباری و خویشتن داری ، فرو بردن خشم ، دوری از كینه توزی ، دوری از خشونت و سخت گیری ، ترك ستیزه جویی ، پرهیز از دشنام گویی ، آسان گیری و بالاخره مقابله به نیكی در مقابل بدیها ، این فضائل مانند هاله ای مدارا را در بر گرفته است .

لذا خداوند در قرآن با عظمت از آن یاد فرمود و نشانه رحمت خودش قلمداد نمود .

" فبما رحمه من الله لنت لهم ". در پرتو رحمت الهی نرم شدی .

خود پیامبر اعظم فرمود : " ان الرفق لا یكون من شی الا زانه و لا ینزع من شی الا شانه"

اگر ویژگی رفق در كسی باشد باعث آراستگی اخلاقی او و اگر در كسی نباشد برای او كاستی در اخلاق به حساب می آید .

 

نقش رفق و مدارا در پیشرفت اسلام

نرمش و مدارا با مردم ، كلید اصلاح جامعه است و پیامبر رفق و رحمت توانست با این ویژگی جامعه آن روز را كه مظهر خشونت و كینه و دشمنی بود متحول سازد و موجب گسترش اسلام شود و اساسا بدون رفق و مدارا فرصت هدایت حاصل نمی شود و لذا خداوند متعال هم در قرآن رفق و مدارا را یك نعمت بزرگ قلمداد و به نقش اساسی آن اینگونه اشاره فرمود:فبما رحمه من الله لنت لهم ولوكنت فظّا غلیظ القلب لانفضوا من حولك[7].

در پرتو رحمت الهی در برابر آنان نرم و مهربان بودی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده می شدند .

خود آن حضرت فرمود : من برای تحقق رسالت خود مامور به رفق و مدارا با مردم شدم .

" امرنی ربی بمداراه الناس كما امرنی بتبلیغ الرساله" [8]. پرودگار من مرا به مدارا با مردم فرمان داد همانطور كه مرا به تبلیغ رسالت فرمان داد .

امام صادق (ع) هم از پیابر اعظم نقل كرد . " امرنی ربی بمداراه الناس كما امرنی باداء الفرائض"[9]

خداوند به من دستور داده كه با مردم به مدارا رفتار نمایم همانطور كه مامور به اداء فرائض هستم .

در حقیقت پیشرفت دین در صدر اسلام مدیون خلق عظیم پیامبر اكرم است . پیامبر توانست با این ویژگی ، جامعه آن روز كه مظهر خشونت و كینه و دشمنی بود متحول سازد و اتحاد ، پیوند و الفت در میان آنان برقرار كند و آنان را گرد هم آورد و تحولی را در جامعه جاهلی آن روز ایجاد كند . هیچ چیز به اندازه رفق و مدارا در اصلاح روابط اجتماعی و مناسبات انسانی موثر نیست لذا پیامبر خدا فرمود : ما جمعیت پیامبران مامور شدیم كه با مردم به مدارا رفتار نماییم .

" انا امرنا معاشرالانبیاء بمداراه الناس كما امرنا باقامه الفرائض" [10]

پیامبران مامور شدند در روابط اجتماعی و مناسبات هدایتی خویش اینگونه باشند كه با رفق ومدارا پر و بال رحمت و محبت خود بگسترانند و اصولا سیاست الهی پیامبران و راه رسم انان بر رفق و مدارا استوار است كه حضرت امیر مومنان (ع) فرمود : " راس السیاسه استعمال الرفق[11] . سر سیاست به كار بردن رفق و مداراست لذا آن حضرت در بیان دیگر فرمود : " نعم السیاسه الرفق" [12]. رفق و مدارا خوب سیاستی است .

آن حضرت در توصیه به كارگزاران نیز فرمود : " اذا ملكت فارفق" [13] . هرگاه زمامدار شدی باید رفق و مدارا پیش گیری چه اینكه با رفق و ملایمت مشكلات سخت ، برطرف خواهد شد .

الرفق ییسر الصعاب و یسهل شدید الاسباب[14] . با رفق و ملایمت ، دشواری ها آسان و عوامل و موانع سخت ، سهل می گردد .

لذا خود پیامبر رحمت فرمود : " من یحرم الرفق یحرم الخیر"[15] .كسی كه صفت مدارا را ندارد خود را از بسیاری از كمالات محروم كرده است .

 

رفق و مدارا در سیره پیامبر رحمت

رسول اكرم جلوه تمام عیار رفق و مدارا بود . و همواره در رفتار و سیره اجتماعی آن حضرت ، چه در بعد داخلی و چه بین المللی كاملا مشهود بود .

خداوند متعال در یك جمله كوتاه اخلاق نیك پیامبر اعظم را اینگونه می ستاید .

" انك لعلی خلق عظیم" [16]

ای پیامبر تو بر اوج قله های اخلاق و فضیلت قرار گرفته ای كه بر همه انبیائ برتری داری در مقامی هستی كه جبرئیل امین و فرشتگان وحی بدان جایگاه راه ندارند .

از علی (ع) درخواست شد كه اخلاق پیامبر را توصیف نماید . فرمود :

خداوند تمام نعمتهای دنیا را قلیل و كم می داند . "قل متاع الدنیا قلیل" [17]

و بعد فرمود اگر بخواهید نعمتهای خدا بشمارید نمی توانید . "و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها"

اما درباره اخلاق پیامبرش فرمود : " انك لعلی خلق عظیم". سپس فرمود : من چگونه چیزی كه خداوند بزرگ آن را عظیم می داند بیان كنم .

امام حسین (ع) از پدر بزرگوارش درباره ویژگی رسول خدا چنین نقل كرده است .

" كان رسول الله دائم البشر سهل الخلق لین الجانب لیس بفظ و لا غلیظ" [18]. همیشه خوش رو و خوش برخورد و نرم خوی بود خشن و درشت خوی نبود .

لذا در قرآن نرم خویی و مدارای پیامبر ، رحمت و نعمت الهی قلمداد و با عظمت از آن یاد شده است .

" فبما رحمه من الله لنت لهم" [19]. در پرتو رحمت الهی در برابر آنان نرم و مهربان شدی .

انس ابن مالك در توصیف پیامبر رحمت می گوید : " كان رسول الله من اشد الناس لفظا بالناس" [20]. رسول خدا از همه مردم نسبت به آنان لطف و عنایت پبیشتری داشته است .

پیامبر رحمت در سخت ترین شرائط در جنگ احد با آن همه مصیبت ، وقتی كه خلیفه دوم از پیامبر خدا درخواست كرد كه در حق قوم نفرین كند همانطوری كه نوح برای قوم خود نفرین كرد ، پیامبر رفق و مدارا نه تنها تقاضای عذاب نكرد بلكه دست به دعا برداشت و عرضه داشت : " اللهم اغفر لقومی فانهم لا یعلمون" [21]

پروردگارا قوم مرا ببخش كه آنان نمی فهمند .

رفق و مدارا و گذشت و عفو در سیره آن حضرت آن قدر فراگیر بود كه با آنان كه سالها با او دشمنی كرده و كینه ورزیده بودند ، هرگونه ظلم و ستم و غارت نسبت به پیامبر و یارانش انجام دادند ، عموی بزرگوار آن حضرت را با آن وضع دلخراش به شهادت رساندند . اما در روز فتح مكه با آنكه پرچم اسلام در دست سعد بن عباده بود و این رجز را خواند .

" الیوم یوم الملحمه الیوم تستحل الحرمه". امروز روز جنگ و كشتار و انتقام است . امروز روز شكسته شدن حرمتهاست . اما پیامبر اعظم ، علی (ع) را ماموركرد تا پرچم اسلام را از سعد ابن عباده بگیرد و وارد شهر مكه شود . فرمود : " الیوم یوم المرحمه". امروز روز رحمت و مهربانی است . در آن روز كه همه چشم ها به پیامبر دوخته بود آن پیامبر رفق و مهربانی فرمود : " یا معشر قریش ما ترون انی فاعل فیكم". ای جمعیت قریش تصور می كنید من با شما چه رفتاری انجام دهم . عرض كردند جز نیكی در تو سراغ نداریم فرمود : " اذهبوا انتم الطلقاء". بروید ، همه آزاد هستید.

با آنكه سران مكه چندین سال یاران پیامبر را زیر بدترین شكنجه قرار داده بوند و پیروان آن حضرت را مجبور به ترك وطن كردند چندین سال با محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب سخت ترین روز را بر آن حضرت و یارانش تحمیل كردند . اموال و دارایی طرفداران پیامبر را غارت كردند چندین جنگ راه انداختند عزیزترین یاران و اقوام پیامبر را كشتند . در بیشترین شورشها در جنگها دست داشتند و خود حضرت را بارها مجروح كرده بودند . با این سابقه وقتی وارد مكه شدند همه انتظار انتقام داشتند اما پیامبر رحمت نه تنها همه مردم مكه را بخشید بلكه فرمود : من همان كلام برادرم یوسف را می گویم : " لا تثریب علیكم الیوم یغفرالله لكم و هو ارحم الرحمین" [22].

امروز روز سرزنش نیست . خدا شما را می آمرزد و او مهربانترین مهربانهاست .

علی (ع) در توصیف مدارای پیامبر فرمود : " كان الینهم عریكه" [23]. پیامبر نرم خوترین مردمان بوده است . رسول اعظم هنگام سفر معاذ به یمن توصیه فرمود : "علیك بالرفق و العفو [24].

با مردم مدارا كن و بدیهای آنان را ببخش .

یكی از مصادیق رفق و مدارا رعایت حالت دیگران است لذا خود پیامبر رفق و مدارا در نماز و خطبه مراعات اضعف المامومین را می كرد .

" كان اخف الناس من تمام و اقصر الناس خطبه". نمازش را از همه سبك تر و خطبه اش از همه كوتاهتر می كرد .

وقتی كه حضرت امیر (ع) از پیامبر رحمت سوال كرد چگونه با مردم نماز بخوانم فرمود : در حد ناتوان ترین آنها و خود امیرالمومنین (ع) نیز به مالك اشتر سفارش فرمود : در نماز جماعت با مردم مدارا كن و با طولانی كردن نماز مردم را پراكنده نساز[25].

 

نكته قابل توجه

پیامبر خدا در مسائل شخصی و برخورد با افراد ملایم و نرم و مهربان بود اما در مسائل اصولی و كلی دین و اجرای احكام الهی انعطاف ناپذیر و با صلابت بود . اگر كسی قانونی را زیر پا می گذاشت او را بدون مسامحه تنبیه می كرد .

بعد از فتح مكه زنی از طایفه قریش دزدی كرد . هنگامی كه حد اسلامی ثابت شد . سفارشها از اطراف شروع شد و از پیامبر خواستند از اجرای حد صرفنظر كند اما حضرت فرمود: قانون الهی را نمی شود تعطیل كرد.[26]

آن حضرت در عین اینكه با باطل هرگز سازش نكرد اما با مردم و پیروان خود از سر رفق و مدارا رفتار كرد . وقتی كه مامور شد كه دعوت را علنی كند و از مشركین اعراض كند". و اعرض عن المشركین " [27]

اما در مورد خویشان مامور شد .

" و انذر عشیرتك الاقربین واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنین[28]. در برابر مومنین كه از تو پیروی می كنند ، مهربان و فروتن باش و پر و بال رحمتت را بر پیروان با ایمانت با تواضع بگستران . این تعبیر كنایه از برخورد و توام با محبت و ملاطفت با مردم است . همان گونه كه پرندگان هنگامی كه می خواهند به جوجه های خود اظهار محبت كنند آنان را زیر بال و پر می گیرند .

رسول خدا در عین اینكه مظهر صفت رحمانیت الهی است . " رحماء بینهم "  مظهر صفت خشونت و عذاب الهی هم هست " اشداء علی الكفار"[29] لذا در آیات الهی عدم مداهنه و سازش ناپذیری با مهربانی و رفق ورزی جمع شده است .

 

دلسوزی و مهربانی در سیره پیامبر اعظم

دلسوزی و رافت و مهربانی در سیره پیامبر اعظم كاملا مشهود بود و خداوند رسول اعظمش را در قرآن اینگونه توصیف می نماید . "حریص علیكم لعلك باخع نفسك الا یكون مومنین" [30]

ای رسول ما گویی می خواهی جان خود را بخاطر اینكه آنها ایمان نمی آورند از شدت اندوه بر باد دهی .

باخع به معنی هلاك كردن خویشتن از شدت غم و اندوه است و این تعبیر نشان می دهد كه پیامبر اعظم تا چه اندازه نسبت به مردم دلسوز و مهربان بود . در آغاز سوره طه فرمود : " طه ما انزلناه علیك القران لتشقی" [31]. ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه خودت را به زحمت بیافكنی .

به خاطر شدت علاقه ای كه به هدایت مردم داشت به قدری دلسوزی داشت آیه نازل شد : ما تو را نفرستادیم كه خودت را به درد سر بیاندازی .

روزی پیامبر اكرم (ص) دوازده درهم به علی (ع) داد و فرمود : لباس برای من بخر . حضرت به بازار رفت و لباسی برای پیامبر تهیه نمود . پیامبر فرمود : اگر لباس ارزانتر و ساده تری باشد ، بهتر بود . اگر فروشنده حاضر است لباس را برگردان . امیرالمومنین (ع)  لباس را برگرداند و پول را پس گرفت و به خدمت پیامبر برگشت . رسول خدا با علی (ع) بسوی بازار حركت كردند . در راه كنیزی را دیدند كه گریه می كند . از حالش جویا شدند . عرض كرد چهار درهم پول برای خرید جنس به من داده اند ولی پول را گم كرده ام و اكنون می ترسم به خانه برگردم . پیامبر رحمت چهار درهم به او داد و آنگاه به بازار رفتند و پیراهنی به قیمت چهار درهم خریدند .

هنگام بازگشت برهنه ای را دیدند لباس را به او بخشیدند و دوباره به بازار برگشته و پیراهن دیگری خریدند در راه بازگشت به خانه دوباره آن كنیز را دیدند كه ناراحت است و می گوید چون برگشتش به خانه طول كشیده می ترسم مرا توبیخ كنند . پیامبر اعظم همراه كنیز به منزل صاحبش رفت . صاحب خانه به احترام پیامبر ، كنیز را بخشید و او را آزاد نمود . رسول اكرم فرمود : چه دوازده درهم با بركتی كه دو برهنه را پوشاند و یك نفر را آزاد كرد .[32]

 

عفو و گذشت در سیره پیامبر اعظم

پیامبر رحمت نسبت به مردم با بزرگواری و مهربانی رفتار می كرد . بد رفتاری و بی حرمتی به خود را ندیده می گرفت و از خطای دیگران به راحتی می گذشت . كینه كسی را در دل نگه نمی داشت . در صدد انتقام بر نمی آمد .

روح نیرومندش كه در سطح بالاتر از انفعالات نفسانی و عقده های روحی قرار داشت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می داد . عذر خواهی افراد را می پذیرفت . حضرت امیر (ع) می فرمود : " كان رسول الله اجود الناس كفا و اكرمهم عشره" [33]. رسول خدا از همه بخشنده تر و از همه مردم در معاشرت بزرگوارتر بود .

" یقبل معذره المعتذر الیه" [34]. عذر خواهی كسی را كه از او معذرت می طلبید قبول می فرمود . هرگز بدی را با بدی پاسخ نمی گفت بلكه از بدیها و سیئه مردم در می گذشت .

" ولا یجزی السیئه بالسّیئه و لكن یعفو و یصفح " [35]. در برابر جفا و تندی دیگران با بزرگواری برخورد می كرد .

" یصبر للغریب علی الجفوه فی منطقه و مساكنه" [36].

در مقابل تندی نه تنها  با او برخورد نمی كرد و مقابله به مثل نمی نمود بلكه دستور می داد چیزی به او عطا نمایند لذا در جنگ احد با آنهمه وحشی گری و اهانت كه به جنازه عموی ارجمندش حضرت حمزه سید الشهدا روا داشته اند دست به عمل متقابل با كشتگان قریش نزد و در فتح مكه وقتی كه به ابوسفیان و هنده و سران قریش دست یافت در مقابل انتقام بر نیامد . حتی ابو قتاده انصاری كه می خواست زبان به دشنام آنان بگشاید از بدگویی منع كرد .

پس از فتح خیبر جمعی از یهودیان كه تسلیم شده بودند غذای مسموم برای حضرت فرستادند اما حضرت آنان را به حال خودشان رها كرد . زن یهودی وقتی که خواست در كام آن حضرت زهر بریزد او را نیز عفو نمود . در مراجعت از غزوه تبوك جمعی از منافقان در سوء قصدی كه به جان حضرت كردند و خواستند مركبش را رم بدهند تا در پرتگاه سقوط كند با اینكه پیامبر آنان را شناخت با همه اصرار یارانش اسم آنان را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر فرمود . [37]

به پیامبر عرض كردند به مشركین نفرین كن می فرمود : من برای لعنت نیامدم بلكه برای رحمت فرستاده شده ام  . گاهی بعضی از یاران عرض می كردند كه به دشمنان نفرین كند اما حضرت نه تنها نفرین نمی كرد . بلكه در حق آنها دعا می كرد و می فرمود خداوند این مردم را هدایت فرماید . لذا فرمود : " ارحموا من فی الارض یرحمكم من فی السماء" [38] . به انسانها در زمین رحم كنید تا آنانی كه در آسمان هستند به شما رحم كنند .

خداوند متعال هم به پیامبر اعظم فرمود : " فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم" [39].

در پرتو رحمت خدا تو را خوش خلق گردانید و اگر سخت دل بودی ، مردم از گرد تو متفرق می شدند . پس چون امت بد كنند از آنان در گذر و از خدا برای آنها طلب آمرزش كن .

 

 

 فهرست منابع

1-   قرآن کریم

2-   نهج البلاغه

3-   آمری -  عبدالواحد -  غررالحكم و دررالكلم -  موسسه الاعمی -  بیروت -  1407 ق

4 -  الحرانی -   ابن شعبه -  تحف العقول -  مكتبه بصیرتی -  قم -  1394 ق

5-   دلشاد -  مصطفی -  خلاصه سیره نبوی -  انتشارات دریا-  تهران -  اول - 1352 ش

6 -  دهخدا -  علی اكبر -  لغت نامه -  سازمان لغت نامه دهخدا -  تهران -  اول -  1352 ش

7 -  صدوق ، محمد -  عیون اخبار الرضا -  دارالكتب الاسلامیه -  تهران -  پنجم -  1371 ش

8 -  الطبرسی ، رضی الدین -  مكارم الاخلاق -  موسسه انتشارات فراهانی -  تهران -  1381ش

9 -  طباطبایی -  محمد حسین -  سنن النبی (ص) -  انتشارات همگرا-  قم

10 -  كلینی -  محمد -  اصول كافی - دارالكتب الاسلامیه-  تهران -  1365 ش

11 -  مجلسی -  محمد باقر -  بحارالانوار -  موسسه الوفا -  بیروت -  1404 ق

12 -  مطلبی -  ابوالحسن -  سیره نبوی -  انتشارات كلیدر -  تهران - اول - 1380 ش

13 -  نراقی -  محمد مهدی -  جامع السعادات -  منشورات جامعه النجف -  1383 ق

14 -  نوری -  میرزا حسین -  مستدرك الوسائل -  موسسه آل البیت -  بیروت -  اول -  1408 ق

 

[1] - لغت نامه دهخدا

[2] -  جامع السادات ج 1 ص 340

[3] -  سیره نبوی ص 152

[4] -  اصول كافی ج 2 ص 117

[5] - خلاصه سیره نبوی ص 276

[6] -  وسائل الشیعه ج 8 ص 302

[7] -  آل عمران 159 )

[8] -  مستدرك الوسائل ج 9 ص 35

[9] -  اصول كافی ج 2 ص 117

[10] -  خلاصه سیره نبوی ص 277

[11] -  غررالحكم ج 1 ص 372

[12] -  غررالحكم ج 2 ص 372

[13] -  غررالحكم ج 1 ص 275

[14] -  غررالحكم ج 2 ص 89

[15] -  خلاصه سیره نبوی ص 279

[16] -  قلم 4 )

[17] -  نساء 77 )

[18] -  عیون اخبار الرضا ج 1 ص 318

[19] -  آل عمران 159 )

[20] -  خلاصه سیره نبوی  279

[21] -  خلاصه سیره نبوی ص  280

[22] -  یوسف 92

[23]  -  خلاصه سیره نبوی ص 283

[24] -  تحف العقول ص 26

[25] -  نهج البلاغه نامه 53

[26] -  سیره نبوی شهید مطهری

[27] - حجر 94 )

[28] -  شعرا 214 )

[29] - فتح 29)

[30] شعرا 3 )

[31] -  طه 2 )

[32] -  بحار الانوار ج 16 ص 250

[33] -  مكارم الاخلاق ص 17

[34] -  سنن النبی ص 75

[35] -  سنن النبی ص 75

[36] -  مكارم الاخلاق ص 67

[37] - سیره نبوی ص 127

[38] -  مستدرك الوسائل ج 9 ص 55

[39] -  آل عمران 159 )

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.